سی و نه روز بود كه مرد بیچاره هر روز صبح خیلی زود از خواب بیدار میشد و جلو در خانهاش را آب میپاشید
روز چهلم فرارسید. هنوز هوا تاریك و روشن بود كه مشغول جارو كردن شد.
كمی بعد متوجه شد مقداری خار و خاشاك آن طرفتر ریخته شده است. با خودش گفت:
مرد بیچاره با این فكر آب و جارو كردن را رها كرد و داخل خانه شد تا بیلی بیاورد و آشغالها را بردارد.
ناگهان صدای پایی شنید. سربلند كرد و دید پیرمردی به او نزدیك میشود. پیرمرد جلوتر كه آمد سلام كرد.
مرد جواب سلامش را داد.
پیرمرد پرسید: .صبح به این زودی اینجا چه میكنی؟
مرد جواب داد: دارم جلو خانهام را آب و جارو میكنم.
پیرمرد گفت: حالا برای چی میخواهی خضر را ببینی؟
مرد گفت: آرزویی دارم كه میخواهم به او بگویم..
پیرمرد گفت: چه آرزویی داری؟ فكر كن من خضر هستم، آرزویت را به من بگو..
مرد نگاهی به پیرمرد انداخت و گفت: برو پدرجان! برو مزاحم كارم نشو..
پیرمرد اصرار گرد: حالا فكر كن كه من خضر باشم. هر آرزویی داری بگو..
مرد گفت: تو كه خضر نیستی. خضر میتواند هر كاری را كه از او بخواهی انجام بدهد..
پیرمرد گفت: گفتم كه، فكر كن من خضر باشم هر كاری را كه میخواهی به من بگو شاید بتوانم برایت انجام بدهم..
مرد كه حال و حوصلهی جروبحث كردن نداشت، رو به پیرمرد كرد و گفت:
پیرمرد نگاهی به آسمان كرد. چیزی زیرلب خواند و بعد نگاهی به بیل مرد بیچاره انداخت.
مرد بیچاره فهمید كه زحماتش هدر رفته است.
از آن به بعد به آدم ساده لوحی كه برای رسیدن به هدفی تلاش كند،
طبقه بندی: مطالب شنیدنی، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: داستان جالب، شنیدنی، مطلب جالب، مطلب شنیدنی، مطالب قشنگ، مطالب زیبا، مطلب خواندنی، داستان خنده دار، داستان کوتاه، سرگرمی، داستان طنز جذاب و خنده دار، مطالب طنز، جالب و خنده دار، جالب، خنده دار، باحال، بامزه، جک، مطلب خنده دار، داستان عاشقانه، داستان آموزنده، مطالب شنیدنی، داستان شنیدنی، داستان جالب و آموزنده، داستان باحال،

ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب شنیدنی، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: داستان، عشقی، غم انگیز، لاو، داستان عشقولانه کوتاه، داستان غم انگیز، داستان عاشقانه کوتاه، داستان آموزنده، داستان رومانتیک، پایان عشق، داستان کوتاه، مطلب عشقولانه، مطلب عاشقانه، مطلب خواندنی، شنیدنی، عبرت آموز، پند آموز، عشق واقعی،
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت:
طبقه بندی: مطالب خنده دار، مطالب شنیدنی،
برچسب ها: داستان جالب، شنیدنی، مطلب جالب، مطلب شنیدنی، مطالب قشنگ، مطالب زیبا، مطلب خواندنی، داستان خنده دار، داستان کوتاه، یک اتفاق بد، سرگرمی، داستان طنز جذاب و خنده دار، طنز، جوک، مطالب طنز، جالب و خنده دار، جالب، خنده دار، باحال، بامزه، جک، مطلب خنده دار، طنز کامپیوتری، دنیایی از خنده،
در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
پسرجواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که :
طبقه بندی: مطالب جالب و آموزنده، مطالب شنیدنی،
برچسب ها: ابراز عشق، راه، عشق، عاشقی، عشقولانه، دانش آموز، آموزگار، حرف های دلنشین، خوشبختی، گل، هدیه، داستان، جالب، شنیدنی، آموزنده، زن، شوهر، پدر، مطلب،
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد .
باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.
گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .
جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد. سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد.اما.........گاو دم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.
طبقه بندی: مطالب شنیدنی، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: شانس، خود، امتحان، ارزشها، داستان آموزنده، داستان جالب، مطلب آموزنده، شنیدنی، ازدواج، شانس خود را امتحان کنید، مطلب جالب، مطلب شنیدنی، مطالب جالب، مطالب قشنگ، مطالب آموزنده، مطالب زیبا، مطلب خواندنی،
كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند. از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید .
نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟ نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است...
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم....
طبقه بندی: مطالب جالب و آموزنده، مطالب شنیدنی،
برچسب ها: شریک، برادر، داستان، جالب، داستان جالب، شنیدنی، داستان های زیبا، داستان عاشقانه، داستان آموزنده، سرگرمی، داستان عشقی، مطلب جالب، مطالب شنیدنی، داستان شنیدنی،
دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی كه من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید
چشمانش را باز كرد..دكتر بالای سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دكتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت كنید..درضمن این نامه برای شماست
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاكت دیده نمیشد. بازش كرد و درون آن چنین نوشته شده بود
سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه
...........................................................................................
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد
طبقه بندی: مطالب شنیدنی، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: عاشق، قلب، داستان، داستان جالب، شنیدنی، داستان های زیبا، داستان عاشقانه، داستان آموزنده، سرگرمی، داستان عشقی،
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد.
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد،
زیرا با وجود این که پستاندار عظیمالجثهاى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم.
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: داستان طنز جذاب و خنده دار، طنز، سرگرمی، جوک، مطالب طنز، جالب و خنده دار، جالب، خنده دار، باحال، بامزه، جک، مطلب خنده دار، مطلب جالب، طنز کامپیوتری، دنیایی از خنده، داستان جالب، شنیدنی،
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: طنز، سرگرمی، جوک، اس ام اس، مطالب طنز، جالب و خنده دار، جالب، خنده دار، باحال، بامزه، جک، کامپیوتر، مطلب خنده دار، مطلب جالب، طنز کامپیوتری، دنیایی از خنده،
چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود...به اندازه ی تمام ثانیه هایی که با یاد او.فکر او صدای او زندگی کرده بود... اما باز هم کم بود چون همه ی انها به نظرش به کوتاهی یک رویای شیرین بی بازگشت بود.... هر اندازه که بود.مطمعن بود که دیگر بدون او حتی نفس هم برایش سنگین خواهد بود و می دانست دیگر بی او زندگی چیزی کم دارد به رنگ عشق! از زندگی خسته شده بود.... شقیقه هاش تیر می کشید .. بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود... چقدر خسته بود... از نگاهش پیدا بود. تنها اومیدانست...
چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود...به اندازه ی تمام ثانیه هایی که با یاد او.فکر او صدای او زندگی کرده بود... اما باز هم کم بود چون همه ی انها به نظرش به کوتاهی یک رویای شیرین بی بازگشت بود.... هر اندازه که بود.مطمعن بود که دیگر بدون او حتی نفس هم برایش سنگین خواهد بود و می دانست دیگر بی او زندگی چیزی کم دارد به رنگ عشق!
نگاهش به جعبه ی کوچکی بود که روی میز بود. دستش را دراز کرد جعبه را برداشت.نفسش داشت بند می امد. یاد یک هفته پیش افتاد که با چه شوق و ذوقی رفت و خریدش تا بدهدش یادگاری .یادگاری که با ان عشق را جاودان سازد..چه قدر زیبا بود ... درخشش نگینش توجه همه را به خود جلب میکرد. چه قدر با خودش تمرین کرد. شب از هیجان خوابش نبرد. اخه فردا باهاش قرار داشت . صبح زود بلند شد . یک دوش گرفت. کت شلواری را که می دانست خیلی دوست دارد پوشید. حسابی خوش تیپ کرد. جعبه را گذاشت تو جیبش. اما طاقت نیاورد باز کرد و بار دیگر نگاهش کرد. چه قدر زیبا بود اما میدانست این زیبایی در برابر ان عزیز که دلش را سال ها بود دزدیده بود هیچ است.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب شنیدنی، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: داستان های زیبا، داستان عاشقانه، داستان، داستان آموزنده، سرگرمی، داستان جالب، شنیدنی، داستان عشقی،
اس ام اس عاشقانه
سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی ، چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن ، سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن .
اس ام اس عاشقانه
انسان بودن یعنی اینکه وقتی با کسی مشتاقانه کوهی رو بالا رفتی اما رو قله حس کردی که ازش بی نیاز شدی یادت نره که اون پایین چقدر بهش نیاز داشتی .
اس ام اس عاشقانه
ای همه هستی من از دنیا و سرنوشت ، قد تموم هستی و سرنوشت های آدمای دنیا دوست دارم .
اس ام اس عاشقانه
اگرچه دوری ز اینجا ، تو یعنی اوج زیبایی ، کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی ، اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم ، اگر در فکر چشمانت شکسته قلب نمناکم ، ولی یادم نخواهد رفت ، که یاد تو هنوز اینجاست ، میان سایه روشن ها ، دل شیدایی من تنهاست ، نباید زود می رفتی و تنها کوچ می کردی .
اس ام اس عاشقانه
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: جوک و اس ام اس،
برچسب ها: اس ام اس عاشقانه، اس ام اس، اس ام اس عاشقی، اس ام اس عشقولانه، جوک، جک، اس ام اس خنده دار، پیامک عاشقانه، پیامک عشقولانه، پیامک عشقی، پیامک با حال، اس ام اس با حال، جوک با حال، اس ام اس جدید، پیامک جدید، جوک جدید، جوک روز، اس ام اس روز، پیامک روز، اس ام اس سرکاری، پیامک این ماه، اس ام اس و جوک عاشقانه، اس ام اس و جوک با حال، اس ام اس و جوک جدید، جوک و اس ام اس جدید، payamak ashaghane jadid، sms، sms asheghane، sms love، sms سرکاری عشقی، sms عاشقانه، اس ام اس برای دلبر، اس ام اس برای معشوق، اس ام اس خیانت، اس ام اس دوری، اس ام اس عاشقانه زیبا و ناب، اس ام اس عشقولاته، اس ام اس غم انگیز، اس ام اس لاو، اس ام اس محبت، اس ام اس موبایل، جملات زیبا و ناب، sms عاشقانه جدید، اس ام اس عاشقانه جدید، اس ام اس غمگین، اس ام اس مرداد ماه، جدیدترین اس ام اس، اس ام اس عشقی، اس ام اس غم، اس ام اس 2009، اس ام اس تولد عاشقانه، اس ام اس باحال 2009، پیامک های بسیار زیبا، sms for love، payamak، اس ام اس تازه،
استاد زبان فرانسه در مورد مذکر یا مونث بودن اسمها توضیح میداد که پرسید :
کامپیوتر مذکر است یا مونث؟
همه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:
- وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم.
- با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند.
- قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.
- همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد.
و همه دانشجویان پسر به دلایل زیر جنس رایانه را زن اعلام کردند:
- به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.
- کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد.
- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.
- همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید .
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: جالب، طنز، کامپیوتر، مطلب خنده دار، مطلب جالب، طنز کامپیوتری، کامپـیوتـر زن است یا مـرد،
انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.
انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.
انگشت وسط : نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک میکند زندگی متعادل تری داشته باشید.
انگشت انگشتری:انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ با قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.
انگشت کوچک: نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون میباشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک میکند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک میکند.
طبقه بندی: مطالب شنیدنی،
برچسب ها: فال و طالع بینی، معنای هر انگشت برای انگشتر، مطالب شنیدنی، مطلب جالب، جای انگشتر در دستان، انگشت،
1- بعضی از مردم به خاطر گذشتهشان، تحصیلاتشان و... موفق نیستند.
هیچ كس نمیتواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس برای بدست آوردنش بكوشد.
2- افراد موفق اشتباه نمیكنند.
آنها هم مثل ما اشتباه میكنند فقط اشتباهشان را تكرار نمیكنند.
3- برای موفق شدن باید 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته كار كرد.
موفقیت به «زیاد» انجام دادن كاری ربط ندارد، بلكه بیشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.
4- فقط اگر قواعد خاصی را اجرا كنیم موفق میشویم.
چه كسی قواعد را به وجود میآورد؟ موقعیتها متفاوتند. گاهی لازم است از قواعد خاصی پیروی كنیم و گاهی نیز باید قواعد ساخته خودمان را بكار بندیم.
5- اگر كمك بگیریم، این دیگر موفقیت نیست.
موفقیت به ندرت در تنهایی رخ میدهد. آنهایی را كه به موفق شدن تو كمك میكنند، شناسایی كن. تعدادشان كم نیست.
6- باید خیلی شانس بیاوریم تا موفق شویم.
بله، كمی باید شانس آورد اما بیشتر به كار سخت، دانش و جدیت احتیاج است.
7- فقط اگر زیاد پول درآوریم موفقیم.
پول یكی از نتایج موفقیت است، اما ضامن آن نیست.
8- باید همه بدانند كه ما موفق هستیم.
شاید با بدست آوردن پول و شهرت بیشتر، افراد بیشتری از كارتان باخبر شوند. اما، حتی اگر شما تنها كسی باشید كه از این موضوع باخبرید، هنوز آدم موفقی هستید.
9- موفقیت، یك هدف است.
موفقیت بعد از رسیدن به اهداف بدست میآید. وقتی میگویی «میخواهم آدم موفقی شوم» از شما سوال میكنند: «در چه چیزی؟»
10- به محض اینكه موفق شویم، گرفتاریها هم تمام میشوند.
شاید فرد موفقی باشی، اما خدا كه نیستی. پستی و بلندیها در پیشاند. از موفقیت امروزت لذت ببر، فردا روز دیگری است.
طبقه بندی: مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: 10 سوء تعبیر از موفقیت، موفقیت، سوء تعبیر، مطلب آموزنده، مطلب جالب، مطلب شنیدنی، مطالب شنیدنی، مطالب جالب، مطالب قشنگ، مطالب آموزنده، مطالب زیبا، مطلب خواندنی،
روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است.
طبقه بندی: مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: مطالب جالب و خواندنی و آموزنده، سنگتراش، مطلب جالب، مطلب آموزنده، مطلب شنیدنی، سرگرمی، حکایت های جالب و آموزنده، مطالب خواندنی، داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان، داستانهای کوتاه،
به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که میتواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:
رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
قرمز: 1 ش ج س الف
نارنجی: 2 ت ث ک ب
زرد: 3 ی ل ص ض
سبز: 4 و م د ژ
آبی: 5 چ ن ط ظ
نیلی: 6 ح خ ف -
بنفش: 7 ع پ غ -
صورتی: 8 ز ق ه -
طلایی: 9 ر ذ گ -
برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال میآوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی مینویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا میکنید.
مثال : لیلا جلالی
ل3 ی3 ل3 الف1 ج1 ل3 الف1 ل3 ی3
سپس اعداد را با هم جمع میکنیم:
21=3+3+1+3+1+1+3+3+3
باز هم دو عدد را با هم جمع میکنیم:
3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب شنیدنی،
برچسب ها: اسم شما چه رنگی است، روانشناسی رنگ ها، رنگ ها و اسم ها،
صفای اشك آهم داده این عشق
دل دور از گنا هم داده این عشق
دو چشمونت یه شب آتش به جون زد
خیال كردم پناهم داده این عشق
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چون غنچه ء گل قرا به پرداز شود
نرگس به هواى مى قدح ساز شود
فارغ دل آن كسى كه ماند حباب
هم در سر میخانه سر انداز شود
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
آن کیست که بیجرم و گنه زیست؟ بگو بیجرم و گناه در جهان کیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من تو چیست؟ بگو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چنان عاشق چنان دیوونه حالم
که می خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همین دیوونه حالیم
یه رنگم، صادقم، صافم، زلالم
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ای مایهی اصل شادمانی غم تو
خوشتر ز حیات جاودانی غم تو
از حسن تو رازها به گوش دل من
گوید به زبان بیزبانی غم تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بی تو گلشن چو زندونه به چشمم
گلستون آذر ستون به چشمم
بی تو آرام و عمر زندگانی
همه خواب پریشونه به چشمم
بابا طاهر
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
غم عشقت ز گنج رایگان به
وصال تو ز عمر جاودان به
کفی از خاک کویت در حقیقت
خدا دونه که از ملک جهان به
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم
اگر جایی پیدا کنم تو را تنها نمی یابم
اگر جایی کنم پیدا تو را تنها یابم
ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده
طبقه بندی: جوک و اس ام اس،
برچسب ها: اس ام اس های عاشقانه، اس ام اس، مسیج، پیامک، اس ام اس عشقولانه، پیامک عاشقانه، پیامک جدید، Payamake jadid، پیامک غمگین، پیامک بسیار جدید، پیامک های بسیار زیبا، جدیدترین اس ام اس های روز، اس ام اس 2009، اس ام اس فلسفی پیامک فلسفی، اس ام اس عاشقانه sms asheghane، اس ام اس جدید، اس ام اس روز sms rooz، اس ام اس عرفانی erfani، اس ام اس خنده دار، اس ام اس سركاری، اس ام اس توپ sms toop، اس ام اس شاعرانه، اس ام اس های تولد tavalod tabrik، اس ام اس برای تولد، اس ام اس غمگین عاشقانه، اس ام اس عاشقانه جدید، اس ام اس های غمگین، اس ام اس تولد خنده دار، داغ ترین اس ام اس ها، اس ام اس تبریک ازدواج ezdevaj sms، اس ام اس انگلیسی، اس ام اس فلسفی، هرروز با اس ام اس، اس ام اس استقلالی esteghlal، اس ام اس های سرکاری، اس ام اس مذهبی mazhabi، اس ام اس ناب naab، اس ام اس سرکاری و خنده دار، اس ام اس جوک خنده دار جدید، اس ام اس باحال 2009، اس ام اس سالگرد ازدواج، لطیفه های اس ام اسی، اس ام اس زیبا sms ziba، جوك و اس ام اس، اس ام اس دلتنگی، اس ام اس تولد عاشقانه، اس ام اس تازه taze، اس ام اس تبریك ازدواج، اس ام اس برای معشوق، اس ام اس فلسفی عرفانی، پیامک عاشقانه و عارفانه، جوک جدید، اس ام اس بی ادبی جدید اس ام اس عشقی اس ام اس جدید مرکز جدیدرین، جوک جدید جدید، اس ام اس کاملاجدید، مرکز جدیدترین اس ام اس ها sms new، sms news، sms for love، sms joke، sms tavalod، payamak tavalod، jadid، dagh، sms،
طبقه بندی: عکس های خنده دار،
برچسب ها: عکس های خنده دار، مطالب طنز، تعمیر اتومبیل، عکس خنده دار، عکس مسخره، عکس دیدنی، بیا بخند، تصویر خنده دار، گالری خنده، فقط عکس خنده دار، دنیای خنده، آخر خنده، تصاویر خنده دار، دنیایی از خنده، سرگرمی، عکس سرگرم کننده، funny، fun، pic fun، مطالب خنده دار، عکس واس ام اس خنده دار،



تبلیغات